![]() |
![]() |
|
| نوای درد عشق ام بین زه داغ دل کشم ناله =بسی تا آسمان خیزدجضور گرد ما بی جا |
|
ای خدا عشق ازسرم کم کن که رسوامیشوم در میان دوست دشمن بی سرو پا میشوم من شهیدعشق روئ راندانم چاره چیست تو بگو دلبر دوای عاشق بیچاره چیست |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه دهم تیر 1387ساعت 14:26 توسط گل آقا سعیدی |
|
|
آیا نگار تناز از من گناه چد یده ازخانه می برامدچون آهوی رمیده ازمن کناره میرفت گو یا مرا ند یده تنها بز یر چا در میکرد آب دیده من نیز از قفایش رفتم چنان دویده آنگاه به او رسیدم بگر فتم نیم راهش از روی مهر کردم یک لحظگک نگاهش کردم بصد تمنا از خون دل دعا یش ازشوق بوسه کردم آنگاه ب پشت پایش چون مرغ نیمه بسمل درخاک و خون تپیده آنگاه نظار ه کردم با روی چون گلابش چون مار حلقه حلقه زلفان پیچ تابش برمن نگاه نمی کرد چشمان نیمه خوابش جانم زغسه خون شد دادم چنین جوابش بامن چه کینه داری ای نور هر دو دیده |
|
+ نوشته شده در
شنبه یکم تیر 1387ساعت 20:10 توسط گل آقا سعیدی |
|
|
محمود غزنوی که هزاران غلام داشت عشقش چنین گرفت که غلام غلام شد |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387ساعت 22:29 توسط گل آقا سعیدی |
|
|
سردفتر عالم معانی عشق است
سربیت قصیده جوانی عشق است ای آنکه نداری خبر از عالم عشق این نکته بدانکه ذندگانی عشق است |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387ساعت 22:40 توسط گل آقا سعیدی |
|
|
عزیزم بعدازین باهرکه میخواهددلت بنشین که من باداغ رویت پرزحسرت ازجهان رفتم |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387ساعت 22:11 توسط گل آقا سعیدی |
|
|
رنگ زرد عاشقان عا شقا ن را رنگ زرد و لاغری میراث ماند هرکه عاشق نیست بگزارش که فریه میشود عشق چون اعمار منزل کرد به قلب عاشقان گشت محبوب در دل ما چون به مثل کودکان کسیکه تیر عشق را حورده باشد به او حرفی مزن آزرده باشد دل عاشق بمسل طفل شیرخوار همان طفل که ما در مرده باشد |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه دوازدهم فروردین 1387ساعت 17:0 توسط گل آقا سعیدی |
|
|
بنام آنکه قلب راآشیانه معشوق ساخت عشق یعنی چیست عشق یعنی از هجر جانان سوختن عشق یعنی جان و دل را با ختن عشق یعنی خانه بر دوش ساختن عشق یعنی چشم از غیر دو ختن عشق یعنی گر یه ها آمو ختن عشق یعنی خود بدار آو یختن
|
|
+ نوشته شده در
جمعه نهم فروردین 1387ساعت 22:29 توسط گل آقا سعیدی |
|
|
بنام ربالعالمین من ترک عشق بازی وساغر نمیکنم صد بار تو به کردم و دیگر نمیکنم باغ بهشت سایه طوبی و قصر هو ر با خا ک کو ی دوست برابر نمی کنم |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هشتم فروردین 1387ساعت 20:59 توسط گل آقا سعیدی |
|
|
دوعالم برفغان آمدکه دیدندحسن زیبایت سری سجده بتودادندبوسیدندکف بایت رخت خرشیدتابان است توستع عالم افروزی خط مشکین توعقلم بغارت میبردآندم اگر داری سری یاری توبامن ای مه خوبان چرا افگندهی اهل زمان در شور غوغایت |
|
+ نوشته شده در
جمعه دوم فروردین 1387ساعت 8:49 توسط گل آقا سعیدی |
|
|
بسم تعالاه.ج. نا گهان عاشق بروی محوش خوبان شدم جرحهی اندردلم باخنجری مژگان شدم چهره اش راتاکه دیدم دردیاری زنه گی بال عشقم راکشودم بلبل خوش خوان شدم گرشودروزیکه دست من رسدبازلف تو گوییامرغ قفس آزادو از ذندان شد م |
|
+ نوشته شده در
جمعه دوم فروردین 1387ساعت 8:49 توسط گل آقا سعیدی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
| پیوندهای روزانه |
|
در آرزوی عشق آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
تیر 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 |
| آرشیو موضوعی |
|
گل آقا |
|
RSS
|